شیهه ی آفاق
اشعارو مقاله ها ونامه ها
یکشنبه بیستم مرداد 1387
شومه چهارده شوه
شو مه چـــهارده شوه تیم خو نداره
مالکـــنون وقـت بهار پام رو نداره
آستاره داده نشون ره وارگمون دیر
گرمسیر گرما رسید مشک او نداره
ترجمه :چهاردهمیـــن شب مهتاب است وچشمم (دراندیشه کوچ) خواب ندارد
هنگامه کوچ است وبهار پایم ( از خســتگی زیاد) مایل به رفتن نیست
ستاره صبح خودرا نشان داده است وراه تا جایگاه بعدی محل باراندازی
بسیار دور است وفصل گرما در سرزمین گرمسیری فرا رسیده است و
مشک آب خالی از آب است(برای پرکردن مشک آب بسوی چشمه باید
رفت .
مسجدسلیمان: 1363
نوشته شده توسط جلال اسفندیاری غریبوند
در 22:44 | لینک ثابت
•
